دوست دارم يه سنگ بردارم و روي اون بنويسم: دلم برات تنگ شده و اونو محکم بکوبم توي سرت تا بفهمي که فراموش کردن من چقدر سخت و دردناکه!

به حیف نون یه اتوبوس می دن می گن اینو پارکش کن. می ره صندلی هاشو درمیاره به جاش درخت می کاره!

يه روز حیف نون با زنش ميره دكتر ميگه: آقاي دكتر ما بچه دار نمي شيم!
دكتر: چند وقته ازدواج كرديد؟
حیف نون : يك هفته است!
دكتر با عصبانيت : اوني كه گرفتي زنه زودپز كه نيست!

حیف نون تو مشهد بچش گم ميشه نذر مي كنه و ميگه: يا امام رضا دستم به دامنت، بچم پيدا بشه، ديگه غلط كنم بيام مشهد!
           
نيروي انتظامي ميبينه يه نفر با ماشينش توي ميدون انقلاب هي داره دور  ميزنه. بهش مشكوك ميشن. با ماشينشون ميرن كنارش. ميبينن منصور خان زرگنده است. هروقت به سر خيابان كارگر مي رسه ميگه: اي ي ي ي هو ما كجا مي خواستم برم ن ن ننده

دعاي يك زن موفق: خدايا، از تو خردمندي مي‌خواهم تا همسرم را درك كنم، عشق مي‌خواهم تا او را ببخشم، بردباري مي‌خواهم تا شرايطش را بپذيرم، زيرا اگر از تو قدرت بخواهم، او را آنقدر مي‌زنم تا بميرد!

گرگه بعد از کلی جستجو آی دی شنگول منگول رو گیر میاره، بعد از کلی چت کردن باهاشون قرار می ذاره. وقتی می ره سر قرار می بینه چوپان دروغ گو اومده!    

دو تا ماشين با هم تصادف مي‌كنند. افسر مياد و مي‌پرسه: كدومتون مقصر بوديد؟ حیف نون ميگه: والله من خواب بودم، نديدم از ايشون بپرسيد.

حیف نون را چگونه براي هميشه مي‌شود سر كار گذاشت؟ در دو روي يك كاغذ مي‌نويسم: «لطفاً بچرخانيد»

حیف نون ميره خواستگاری، بابای عروس بهش ميگه اون گلی که زدی به يقت خارش اذيتت نمي کنه؟ حیف نون ميگه خارش که نه، ولی گلدونش که تو شلوارمه خیلی اذیتم می کنه!

مردهاي مجرد کمتر از مردهاي متاهل عمر مي کنند. اما مردهاي متاهل بسيار بيشتر از مردهاي مجرد آرزوي مرگ مي کنند
            
حیف نون ميره کتابخونه کتابشو پس بده. کتابدار ازش مي پرسه کتاب چطور بود؟ حیف نون ميگه : شخصيت زياد داشت ولي داستان و محتوا نداشت! 
کتابدار: دفتر تلفن من دست تو چيکار مي کنه؟