زندگي نامه ابوعلي سينا


   ابوعلي حسين بن عبدالله معروف به ابوعلي سينا در سال 370 هجري قمري درخرميشن ازتوابع بخارا متولد شد. او پزشك ، رياضيدان ، فيلسوف ومنجم بزرگ خراسان بود . پدرش عبدالله نام داشت كه در دستگاه سامانيان محصلي ماليات را عهده داربود ومادرش ستاره نام داشت . وي در بلخ پرورش يافت و قرآن وساير علوم را آموخت .استاد وي عبدالله ناتلي بود كه از رجال مشهور قرن چهارم هجري به شمار مي رفت. او در هجده سالگي، چنانچه خود نوشته است ، از تعلم همه علوم فارغ شد . دربيست ويك سالگي دست به تاليف وتصنيف زد .وي در بيست و دو سالگي پدرش را ازدست داد و او خود متصدي شغل پدر گرديد . اما به علت نابساماني اوضاع سياسي ، بخارا را ترك گفت و به گرگانج پايتخت امراي مامونيه خوارزم رفت و در نزد خوارزمشاه علي ابن مامون و وزيرش ابوالحسين احمدبن محمد سهيلي تقرب پيدا كرد . در اين هنگام سايه نفوذ محمود غزنوي بر خوارزم نيز فرو افتاد واز دانشمندان دربارخواسته شد كه به غزنين به خدمت سلطان محمود بروند . ابوعلي سينا كه از تعصب آن پادشاه خبردار بود ، به همراهي ابوسهيل مسيحي از خوارزم گريخت و از راه ابيورد و طوس به قصد گرگان حركت كرد تا به قابوس بن وشمگيركه به عنوان ياريگر وحامي دانشمندان شهرت يافته بود بپيوندد . اما وقتي كه پس از مشقات بسيار بدان شهر رسيد قابوس مرده بود .
ابوعلي سينا ناچار به قريه أي در خوارزم بازگشت . اما پس از اندك مدتي دوباره به گرگان رفت و اين بار ابو عبيد جوزجاني , يكي از با وفاترين شاگردانش به خدمت اوپيوست و در اين سفر بود كه كتاب " المختصرالاوسط" و كتاب "المبدا, و المعاد" و مقداري از كتاب معروف " قانون " و "نجات " را تاليف كرد .
ابوعلي سينا در حدود سال 405 هجري قمري به ري رفت. فخرالدوله ديلمي را كه بيماربود معالجه كرد ولي مدت زيادي در آن شهرباقي نماند و در اوايل سال بعد به قزوين و از آنجا به همدان رفت و در آن شهر نه سال به سر برد , در اين جا مورد توجه شمس - الدوله ديلمي قرار گرفت ، و در 406 هجري قمري به وزارت رسيد و تا سال 411هجري قمري در اين مقام باقي ماند .
در سال 412 هجري قمري شمس الدوله در گذشت و پسرش سماالدوله به جاي او نشست . سماالدوله مانند پدر ميخواست كه ابوعلي سينا وزارت را قبول كند ، اما شيخ نپذيرفت . در نتيجه بر اثر معاندان به زندان افتاد و چهار ماه در حبس به سر برد و در اين مدت تعدادي از كتب و رسالات مهم خود را تاليف نمود . شيخ الرئيس بعد از رهايي از حبس باز مدتي در همدان بود و آنگاه ناشناخته با شاگردش ابو عبيد –جوزجاني به اصفهان نزد علا الدوله كاكويه رفت . آن پادشاه او را به گرمي و احترام بسيار پذيرفت . ابوعلي سينا از اين زمان تا آخر عمر در خدمت علا الدوله كاكويه بود، در نخستين جمعه ماه مبارك رمضان بود شيخ الرئيس را روي تخت رواني كه بادو اسب كرند حمل مي شد ، نهاده بودند . رفته رفته غروب افق را مي پوشاند . عصر بود و بانگ موذن مومنان را به نماز دعوت مي كرد.
همچنانكه ابوعلي سينا دست لرزانش را به سمت شاگردش دراز ميكرد سرفه هاي شديدو پي در پي , پيكرش را مي لرزاند و چند قطره خون در كنار لبايش پديدار شد .فقط قدرت يافت اين چند كلمه را ادا كند :
_ فرمانروايي كه طي اين سالها جسم مرا به اين خوبي اداره مي كرد , متاسفانه در وضعي نيست كه به كارش ادامه دهد .گمان كنم كه وقت آن رسيده است كه خيمه ام را بر چينم.
ابو عبيد با چهره خيس از اشك سعي كردچيزي بگويد , ولي كلمه أي از دهانش خارج نشد . نمي فهميد و نمي خواست بفهمد . مگر از ديروز كه حال استادش بهبود يافته بود چه اتفاقي روي داده بود كه او پيش او هر وقت ضعيف و رنجور شده بود .
هر چه به دردت مي خورد بردار و بقيه اموالم را ميان فقرا تقسيم كن . صندوقچه محتوي سكه هاي طلا را خالي كن و چيزي در آن باقي نگذار .
شيخ الرئيس نفس نفس مي زد و بعد از مدتي مكث ، فرمود :
سعي كن نوشته هايم را جمع آوري كني . آنها را به تو مي سپارم . خداوند هر سرنوشتي را كه استحقاق دارد برايش تعيين مي كند .
ساكت شد . پلكهايش را بر هم گذاشت و در همان حال گفت :
ابو عبيد، دوست من ، اكنون برايم قرآن بخوان . چند آيه از قرآن تلاوت كن .
 آن روز اول ماه رمضان سال 428 هجري قمري بود . شيخ الرئيس ابو علي سينا در حالت بيماري در حاليكه تنها پنجاه و هفت سال از عمرش مي گذشت درهمدان دار فاني را وداع گفت و در همانجا مدفون شد . آرامگاه او اكنون در آن شهر است .
در مشرق زمين فلسفه يوناني هيچگاه مفسري با عمق و دقت ابوعلي سينا نداشته است .ابوعلي سينا فلسفه ارسطو را با آراي مفسران اسكندراني و فلسفه نو افلاطوني تلفيق كردو با نبوغ خاص خود آنها را با نظر يكتا پرستي اسلام آموخت و به اين طريق , در فلسفه مشايي مباحث آورد كه در اصل يوناني آن سابقه نداشت .

زندگی نامه دکتر محمد مصدق

دکتر محمد مصدق در سال 1261 هجري شمسي در تهران، در يک خانواده اشرافي بدنيا آمد. پدر او ميرزا هدايت الله معروف به " وزير دفتر " از رجال عصر ناصري و مادرش ملک تاج خانم ( نجم السلطنه ) فرزند عبدالمجيد ميرزا فرمانفرما و نوهً عباس ميرزا وليعهد و نايت السلطنه ايران بود. ميرزا هدايت الله که مدت مديدي در سمت " رئيس دفتر استيفاء " امور مربوط به وزارت ماليه را در زمان سلطنت ناصرالدين شاه به عهده داشت، لقب مستوفي الممالکي را بعد از پسر عمويش ميرزا يوسف مستوفي الممالک از آن خود مي دانست، ولي ميرزا يوسف در زمان حيات خود لقب مستوفي الممالک را براي پسر خردسالش ميرزا حسن گرفت و ميرزا هدايت الله بعنوان اعتراض از سمت خود استعفا نمود. بعد از مرگ ميرزا يوسف، ناصرالدين شاه ميرزا هدايت الله را به کفالت امور ماليه و سرپرستي ميرزا حسن منصوب کرد.

ميرزا هدايت الله سه پسر داشت که محمد کوچکترين آنها بود. هنگام مرگ ميرزا هدايت الله در سال 1271 شمسي محمد ده ساله بود، ولي ناصرالدين شاه علاوه بر اعطاي شغل و لقب ميرزا هدايت الله به پسر ارشد او ميرزا حسين خان، به دو پسر ديگر او هم القابي داد، و محمد را " مصدق السلطنه " ناميد. دکتر مصدق در خاطرات خود از دوران کودکيش مي نويسد: " چون مادرم پس از فوت پدر با برادرم ميرزا حسين وزير دفتر اختلاف پيدا کرد، با ميرزا فضل الله خان وکيل الملک منشي باشي وليعهد ( مظفرالدين شاه ) ازدواج نمود و مرا هم با خود به تبريز برد. در آن موقع من در حدود دوازده سال داشتم ... "

ادامه نوشته

دیوید بوهر (۱۹۶۲-۱۸۸۵)

نیلز هنریك دیوید بوهر در سال ۱۸۸۵ و در كپنهاك دانمارك به دنیا آمد. پدر او كریستیان بوهر استاد فیزیولوژی دانشگاه كپنهاك و مادرش اِلن آلدر بوهر دختر یك خانواده یهودی دانماركی سرشناس در مراكز بانكی و پارلمانی بود. خانواده بوهر كلیسا رو نبودند ولی زن خانواده برخلاف یهودی بودنش توافق كرده بود كه بچه ها مسیحی بار آورده شوند. بوهر در سال ۱۹۰۳ در رشته فیزیك دانشگاه كپنهاك نام نویسی كرد. در دانشگاه نیلز با انجام آزمایشهایی درباره نیروی كشش سطحی آب و اندازه گیری آن نیرو خود را ممتاز كرد و توانست به پاس انجام آن كار مدال طلای آكادمی علوم و ادبیات دانمارك را به دست آورد. وی در سال ۱۹۱۱ با نوشتن تزی درباره نظریه الكترونی فلزات- كه تأكید آن بر نارسایی های فیزیك كلاسیك درتوضیح رفتار ماده در سطح اتمی بود- درجه دكترای خود را دریافت كرد.
ادامه نوشته

زندگینامه ماکس وبر

۲۱ آوریل سال ۱۸۶۴ تولد ماکس وبر در « ارفوت » ، در « تورنیگه » . پدرش حقوقدان بود ، از خانواده‌ی صاحبان صنایع و تجار نساجی « وستفالی » ، وی در سال ۱۸۶۹ با خانواده اش به برلن آمد و عضو « دیت » شهری ، نماینده‌ی « دیت » پروس و نماینده‌ی « رایشتاک » شد . وی جزو گروه لیبرال های دست راستی تحت رهبری « بنیگس » از اهالی « هانور » بود . مادرش « هلن فالنشاین – وبر» زنی با فرهنگ بسیار بود و بشدت نگران مسائل مذهبی و اجتماعی . وی ، تا لحظه‌ی مرگش در ۱۹۱۹ با پسرش روابط فکری نزدیک داشت و آتش اشتیاق ایمان مذهبی را در نزد وی تیزتر می کرد . ماکس وبر ، در کودکی و نوجوانی اش ، اغلب روشنفکران و مردان سیاست مهم زمانه اش مانند « دیتلهی » « مومسن » ، « زیبل » ، « ترایچکه » ، « کاب » ، را در پذیرایی های پدر و مادرش ملاقات می کرد .
ادامه نوشته

لباچفسکی (۱۷۹۲ - ۱۸۵۶)

لباچفسکی طرفدار طرز تفکر مترقی بود. او از درک علمی هندسه دفاع می کرد و کوششهایی را که در جهت انتساب قوانین هندسه به عقل مطلق انجام می گرفت محکوم می کرد. او می گفت :لباچفسکی - academist.ir
“ما در طبیعت تنها حرکت را می شناسیم، حرکتی که بدون آن هیچ احساسی ممکن نیست. بدین جهت همه مفاهیم دیگر و مثلا” مفاهیم هندسه به وسیله مغز ما و از خواص حرکت گرفته شده است.”

به همین جهت لباچفسکی با سرسختی و پیگیری این فکر را دنبال می کرد که : “مقدماتی از ریاضی که کوشش میشود از خود فکر و بدون ارتباط با عمل بدست آید برای ریاضیات بی فایده خواهد بود.”

ادامه نوشته

خواجه نصیرالدین طوسی (۶۷۲-۵۹۸)

محمد بن حسن جهرودی طوسی مشهور به خواجه نصیر الدین طوسی در تاریخ ۱۵ جمادی الاول سال ۵۹۸ هجری قمری در طوس ولادت یافته است. او به تحصیل دانش علاقه زیادی داشت و از دوران جوانی در علوم ریاضی و نجوم و حكمت سرآمد شد و از دانشمندان معروف زمان خود گردید. طوسی یكی از سرشناس ترین و با نفوذترین چهره های تاریخ اسلامی است.
علوم دینی و علوم عملی را زیر نظر پدرش و منطق و حكمت را نزد خالویش بابا افضل ایوبی كاشانی آموخت. تحصیلاتش را در نیشابور به اتمام رسانید و در آنجا به عنوان دانشمندی برجسته شهرت یافت. خواجه نصیر الدین طوسی را دسته ای از دانشوران خاتم فلاسفه و گروهی او را عقل حادی عشر (یازدهم) نام نهاده اند. علامه حلی كه یكی از شاگردان خواجه نصیر الدین طوسی می باشد درباره استادش چنین می نویسد: خواجه نصیر الدین طوسی افضل عصر ما بود و از علوم عقلیه و نقلیه مصنفات بسیار داشت.
ادامه نوشته

مایکل فارادی (۱۸۶۷-۱۷۹۱)

مایكل فارادی فرزند نعل بند فقیری است كه در بیست و دوم سپتامبر ۱۷۹۱ در انگلستان متولد شد. او به رغم آموزش رسمی كمی كه دیده بود ادیسون زمان خود شد. در سیزده سالگی در دكان صحافی به عنوان شاگرد مشغول كار شد و هنگام فراغت به مطالعه كتابهای موجود در دكان صحافی می پراخت. مطالعه یكی از تألیفات شیمی دان سوئیسی ژان مارسه او را به خط سیر علوم وارد نمود. فارادی از آن پس در كلاس سر همفری دیوی (شیمی دان مشهور) حاضر می شد و مقالاتی هم در این باره می نوشت و برای استاد می فرستاد. او با خودآموزی در علم تا آنجا پیش رفت كه برجسته ترین فیزیكدان آزمایشگر عصر خود شد.
در سال ۱۸۱۳ سر همفری دیوی او را به عنوان دستیار خود انتخاب نمود. در آغاز فارادی می بایست فقط كارهای جزئی و بی اهمیت از قبیل جارو كشیدن كف آزمایشگاه و تمیز كردن آزمایشگاه را انجام می داد ولی او همیشه چشم و گوشش را باز نگه می داشت و هرگاه فرصت دست می داد تجربیات آزمایشگاهی خود را انجام می داد.
ادامه نوشته

یوهان کپلر (۱۶۳۱-۱۵۷۱)

یوهان كپلر در ۱۶ ماه مه ۱۵۷۱ در وایل دراشتات آلمان متولد شد. دوران كودكی كپلر با فقر و تنگدستی و بدبختی توأم بود. كپلر برای تحصیل به مدرسه طلاب پروتستان رفت و در اثر هنر و استعدادی كه از خود نشان داد بوسیله استادانش روانه دانشگاه توبینگن شد. كپلر در سال ۱۵۹۴ به سمت معلم ریاضیات مدرسه شبانه روزی پروتستان در گراتز انتخاب شد. وی برای افزودن به درآمد ناچیز خود تقویمهای نجومی كه در میان سایر چیزها وضع هوا، سرنوشت شاهزاده ها، خطرات وقوع جنگ و قیام تركها را نیز پیش بینی می كرد، چاپ و منتشر می نمود.
شهرت وی در این زمینه ها به زودی پخش و سرانجام طالع بین امپراتور رودلف و اعضای برجسته دیگر دربار او شد و این روش منبع درآمد كپلر شده بود. از وی نقل شده است كه: «طالع بینی از گدایی بهتر است.» از سرزدن گهگاه او به عالم فالگیری كه بگذریم، یوهان كپلر كسی است كه جایگاه او در میان غولان است.
ادامه نوشته

ارشمیدس

ارشمیدس دانشمند و ریاضیدان یونانی در سال ۲۱۲ قبل از میلاد در شهر سیراكوز یونان چشم به جهان گشود و در جوانی برای آموختن دانش به اسكندریه رفت. بیشتر دوران زندگیش را در زادگاهش گذرانید و با فرمانروای این شهر دوستی نزدیك داشت. در اینجا سخن از معروفترین استحمامی است كه یك انسان در تاریخ بشریت انجام داده است. در داستانها چنین آمده است كه بیش از ۲۰۰۰ سال پیش در شهر سیراكوز پایتخت ایالت یونانی سیسیل آن زمان ارشمیدس مكانیكدان و ریاضیدان و مشاور دربار پادشاه یمرون یكی از معروفترین كشفهای خود را در خزینه حمام انجام داد. روزی كه او در حمامی عمومی به داخل خزینه حمام پا نهاد و در آن نشست و حین این كار بالا آمدن آب خزینه را مشاهده كرد ناگهان فكری به مغزش خطور كرد. او بلافاصله لنگی را به دور خود پیچید و با این شكل و شمایل به سمت خانه روان شد و مرتب فریاد می زد: یافتم، یافتم به زبان یونانی Heureca! Heureca او چه چیزی یافته بود؟
ادامه نوشته

همفری دیوی (۱۸۲۹-۱۷۷۸)

همفری دیوی دانشمند انگلیسی در هفدهم دسامبر سال ۱۷۷۸ در پنزانس انگلیس به دنیا آمد. دیوی پسر ارشد خانواده اش بود كه از طبقه متوسط جامعه بودند. او تحصیلات ابتدایی را در مدرسه گرامر كه در نزدیكی پنزانس بود آغاز كرد و آغاز تحصیلاتش در سال ۱۷۹۳ بود. دیوی هنگامی كه نزدیك داروفروش جراح شاگردی می كرد برنامه خودآموزش شامل الهیات، جغرافیا، هفت زبان و تعدادی موضوعهای علمی برای خود طرح ریزی كرد. به مطالعه فلسفه پرداخت و از طریق آثار نیكلسون و لاووازیه شیمی آموخت. او بسیار مهربان و سرزنده بود و قوه تخیل قوی داشت.
ادامه نوشته

هانس کربس

آشنایی با زندگی نامه بزرگان علم می تواند برای همه و بویژه دانش آموزان جذاب و آموزنده باشد به همین دلیل گاه در این نوشته به معرفی دانشمندانی می پردازم که نام آنها در کتاب های درسی آمده است.چندی پیش نیرنبرگ را معرفی کردم و حالا آقای کربس:

هانس كربس دربيست و پنج آگوست سال 1900 در شهرHildesheim كشور آلمان به دنيا آمد

. او پسر جرج كربس پزشك متخصص گوش و حلق و بيني و خانم آما ني داويدسون بود.

كربس  پس از اتمام تحصيلات متوسطه در شهر خود ، در رشته پزشكي ادامه تحصيل داد وسرانجام درسال 1925 از دانشگاه هامبورگ مدرك پزشكي گرفت.. او سپس به مدت يك سال در دانشگاه برلين به تحصيل در رشته شيمي پرداخت. در سال 1926 به عنوان دستيار پروفسور اوتو واربورگ  Otto Warburg در موسسه زيست شناسي كايزر ويلهلم  مشغول به كار شد و تا سال 1930 به كار خود در آن موسسه ادامه داد. در آن سال او به كار بيمارستاني باز گشت و در بيمارستان شهرداري در Altona به كار پرداخت.

زندگى من با اينشتين



والرى جيمسون

مقدمه: «فرانسيس اوريت» در سال 1934 در «سونوكس» در ايالت كنت به دنيا آمد. پس از گرفتن مدرك كارشناسى فيزيك، به «امپريال كالج» در لندن رفت و به مطالعه زمين شناسى و لايه هاى مغناطيسى زمين پرداخت. در 1960 با فيزيك دماى پايين آشنا شد و به دانشگاه پنسيلوانيا رفت و بر روى فيزيك هليم مايع، به تحقيق پرداخت. در همان سال ها آزمايشى براى تحقيق پيش بينى چرخش فضا - زمان در نسبيت عام اينشتين به ذهنش رسيد. براى انجام اين آزمايش، در سال 1962 به دانشگاه استانفورد در حومه سانفرانسيسكو رفت. وى تا اين زمان استاد فيزيك دانشگاه استانفورد است كه حاصل تلاش وى 90 مقاله در فيزيك و كتابى زيبا در شرح حال «جيمز كلرك ماكسول» است.

ادامه نوشته

پروفسور حسابي

سيد محمود حسابي در سال 1281 (ه.ش), از پدر و مادري تفرشي در تهران زاده شدند. پس از سپري نمودن چهار سال از دوران كودكي در تهران, به همراه خانواده (پدر, مادر, برادر) عازم شامات گرديدند. در هفت سالگي تحصيلات ابتدايي خود را در بيروت, با تنگدستي و مرارت هاي دور از وطن در مدرسه كشيش هاي فرانسوي آغاز كردند و همزمان, توسط مادر فداكار, متدين و فاضله خود (خانم گوهرشاد حسابي) , تحت آموزش تعليمات مذهبي و ادبيات فارسي قرار گرفتند.

استاد, قرآن كريم را حفظ و به آن اعتقادي ژرف داشتند. ديوان حافظ را نيز از برداشته و به بوستان و گلستان سعدي, شاهنامه فردوسي, مثنوي مولوي, منشات قائم مقام اشراف كامل داشتند.

ادامه نوشته

گفتگو با دكتر گنجي مرد سال هواشناسي جهان و پدر علوم هواشناسي و جغرافياي نوين در ايران

 

كودكي و كوير

در دوران كودكي دو واقعه در ذهن من تأثير عميق گذاشت كه مربوط به هواشناسي مي شد البته آن وقت نه من قوه درك مسائل را داشتم و نه در ايران صحبت از هواشناسي بود ولي بعدها فهميدم كه اين ها در ذهن من تأثير گذاشته و در تمام سرنوشت آينده من تأثير داشته است .

آن دو واقعه يكي خشكسالي ممتدي بود كه در محل تولد من در بيرجند بروز كرد و پنج شش سال متوالي باران نيامد و تمام قنات ها و چشمه سارها خشك شد . آب مشروب شهر بيرجند معمولاً از آب انبارها تأمين مي‌شد و يك قنات آب شور بود كه براي مصرف كشاورزي استفاده مي‌شد اما آب انبارها خالي شده بود ، يادم هست كه آب مشروب را ليوان ليوان از همديگر قرض مي كرديم اين در ذهن من خيلي تأثيرگذار بود در مقابلش يك ترسالي ممتدي هم در آنجا بروز كرد و در يك زمستان باران فوق العاده اي در آن جا آمد .

ادامه نوشته

به ياد پروفسور محمد عبدالسلام‌

پروفسور محمدعبدالسلام‌، فيزيكدان‌ برجسته‌پاكستاني‌، برنده‌ جايزه‌ نوبل‌ فيزيك‌ و بنيانگذارمركز بين‌المللي‌ فيزيك‌ نظري‌ (تريست‌ ايتاليا)،روز پنجشنبه‌ اول‌ آذرماه‌ 1375، درگذشت‌.

پروفسور عبدالسلام‌ در ژانويه‌ 1926 درجانگ‌ پاكستان‌ به‌ دنيا آمد، در دانشگاه‌ پنجاب‌تحصيل‌ كرد و سپس‌ راهي‌ انگلستان‌ شد.درآنجا، از كالج‌ سنت‌ جان‌ (كيمبريج‌) با درجه‌ممتاز در رشته‌هاي‌ رياضيات‌ و فيزيك‌ ليسانس‌گرفت‌، سپس‌ درسال‌ 1952 از آزمايشگاه‌كاونديش‌، به‌ اخذ درجه‌ دكترا در فيزيك‌ نظري‌نايل‌ شد و در سال‌ 1957، بخش‌ فيزيك‌ نظري‌امپريال‌ كالج‌ لندن‌ را بنيان‌ نهاد.

عبدالسلام‌، درسال‌ 1964، مركز بين‌المللي‌فيزيك‌ نظري‌ (ICTP) را در شهر تريست‌ ايتالياتأسيس‌ كرد. فكر تأسيس‌ اين‌ مركز هنگامي‌مطرح‌ شد كه‌ وي‌ در سال‌ 1960 به‌ نمايندگي‌ ازدولت‌ پاكستان‌ در كنفرانس‌ آژانس‌ بين‌المللي ‌انرژي‌ اتمي‌ در وين‌ شركت‌ كرده‌ بود. او لزوم‌بررسي‌ طرح‌ تأسيس‌ مركز بين‌المللي‌ براي‌فيزيك‌ نظري‌ را در قطعنامه‌ كنفرانس‌ گنجاند،اما تا تصويب‌ نهايي‌ طرح‌ و تأمين‌ اعتبارچندسال‌ طول‌ كشيد. دولتهاي‌ عضو سازمان ‌آموزشي‌ و علمي‌ ملل‌ متحد (يونسكو) پيشنهادكمك‌ مالي‌ كردند و از ميان‌ اين‌ پيشنهادها،دولت‌ ايتاليا با 300 هزار دلار كمك‌ نقدي‌ ويك‌ ساختمان‌ مناسب‌، بزرگترين‌ كمك‌ را دراختيار عبدالسلام‌ قرار داد. مركز تحقيقات‌فيزيك‌ نظري‌ در اول‌ اكتبر 1964 (10 شهريور1343) آغاز به‌ كار كرد.
ادامه نوشته

ابوريحان محمد بن احمد بيروني

تولد: سوم ذيحجه سال 362 ه .ق در بيرون خوارزم

فوت : جمعه دوم رجب 442 هجري

فقيه ابوالحسن علي گويد : ((‌ آنگاه كه نفس در سينه او به شماره افتاده بود بر بالين وي حاضر آمدم. در آن حال پرسيد : حساب جدات فاسده را كه وقتي مرا گفتي - بازگوي كه چگونه بود؟ گفتم اكنون چه جاي اين سوال است؟ گفت اي مرد كدام يك از اين دو بهتر؟ اين مساله را بدانم و بميرم يا نادانسته و جاهل در گذرم؟ و من آن مساله بازگفتم - فرا گرفت و از نزد وي بازگشتم و هنوز قسمتي از راه را نپيموده بودم كه شيون از خانه او برخاست.))

ادامه نوشته

توماس يانگ

 

تولد :13 ژوئن 1773 سامرست انگليس

فوت : 10 مه 1829 لندن

زندگينامه

او به (( يانگ اعجوبه )) معروف شد. زيرا در 2 سالگي خواندن مي دانست و در هشت سالگي به تنهايي به آموختن رياضي پرداخت و در 9 سالگي شروع به يادگيري زبان هاي فرانسوي - ايتاليايي - عبري - عربي و فارسي كرد به طوري كه در 14 سالگي اين زبان ها را مي دانست.

يانگ تحصيلات دانشگاهي خود را در رشته پزشكي گذرانيد و به سال 1799 دكتراي پزشكي خود را گرفت و در انستيتوي سلطنتي لندن مشغول به كار شد. او مطالعات خود را بر روي ساختمان چشم و ماهيت نور متمركز كرد و اولين تئوري خود را درباره تطابق در بينايي مطرح كرد. بر طبق اين تئوري براي آن كه تصوير اجسامي كه در فواصل متفاوت قرار دارند بر روي شبكيه تشكيل گردد شعاع انحناي عدسي چشم تغيير مي كند.

از آثار علمي او :

كار عمده يانگ آزمايش هايي است كه بر روي نور انجام داده است او در سال 1803 به آزمايشي دست زد كه نتيجه آن تاييد فرضيه موجي هويگنس درباره ماهيت نور بود. آزمايش يانگ مربوط به نوري است كه از دو شكاف باريك مي گذرد و نوارهاي تاريك و روشن را به وجود مي آورد. قبول اين مطلب كه چگونه جمع دو نور تاريكي را به وجود مي آورد به سادگي ممكن نبود وليكن نتيجه آزمايش يانگ صحت فرضيه موجي بودن نور و پديده تداخل امواج نور را تاييد كرد.

يانگ با اندازه گيري فاصله نوارهاي تاريك و روشن و نيز فاصله شكاف هايي كه نور از آن ها مي گذشت طول موج نورهاي مرئي را اندازه گرفت.

پديده انكسار مضاعف نيز مورد توجه يانگ قرار گرفت. در اين پديده هرگاه نور به بعضي از بلورها برخورد كند به دو پرتوي شكسته تجزيه مي شود. يانگ از روي اين پديده به عرضي بودن امواج نور پي برد.

از كارهاي ديگر يانگ مطالعه بر نيروي كشش سطحي مايعات و نيز نيروي كشش در جامدات است و به دليل كارهاي علمي او در اين مورد ضريب كشساني موسوم به ((مدول يانگ )) را به نام او انتخاب كرده اند.

يانگ در عمر پر بركت خود علاوه بر تحقيق در علوم تجربي در خط هيروگليف هم صاحبنظر شد و از اين رو مورد توجه پژوهشگران تاريخ و تمدن نيز قرار گرفت.

رنه دكارت

 

تولد : 1596 تورن - فرانسه
فوت : 1650 هلند

((( چهار دستور آينده مرا بس است به شرط آن كه عزم دائم راسخ كنم بر اينكه هرگز از رعايت آن ها تخلف نورزم.
نخست اينكه هيچ گاه هيچ چيز را حقيقت نپندارم جز آن كه درستي آن بر من بديهي شود. يعني از شتابزدگي و سبق ذهني سخت بپرهيزم و چيزي را به تصديق نپذيرم مگر آن كه در ذهنم چنان روشن و متمايز گردد كه جاي هيچ گونه شكي باقي نماند.
دوم آنكه هر يك از مشكلاتي را كه به مطالعه در مي آورم تا مي توانم و تا اندازه اي كه براي تسهيل حل آن لازم است تقسيم به اجزا نمايم
سوم آن كه افكار خويش به ترتيب جاري سازم و از ساده ترين چيز ها كه علم به آن ها آسانتر باشد آغاز كرده و كم كم به مركبات برسم و حتي براي اموري كه طبعا تقدم و تاخر ندارد ترتب فرض كنم .
چهارم آن كه در هر مقام شماره امور و ساده كردن را چنان كامل نمايم و بازديد مسائل را به اندازه كلي سازم كه مطمئن باشم چيزي فروگذار نشده است. )))
نقل از رساله گفتار در روش راه بردن عقل -- نوشته دكارت -- ترجمه محمد علي فروغي

رنه دكارت رياضيدان و دانشمند بزرگ كه با كمك فرنسيس بيكن فلسفه جديد را پي ريزي كرد. در لائه در تورن فرانسه به دنيا آمد. سالهاي كودكي را در يك مدرسه مذهبي در لافلش از شهر هاي فرانسه به تحصيل پرداخت و در 16 سالگي در پاريس به آموختن هندسه مشغول شد و در آن جا با رياضيدانان بزرگ زمان آشنا شد. پس از تحصيل رسمي وارد ارتش فرانسه شد ولي به زودي از ارتش كناره گرفت و مدت چهارسال به كشورهاي سويس - هلند - آلمان - ايتاليا و دانمارك سفر كرد و در اين مسافرتها با بزرگان دانش پيوند يافت. در سال 1628 در هلند ساكن شد و در آنجا از مردم گسست و جز با فضلا و بزرگان با كسي معاشرت و مكاتبه نكرد و سرانجام در همان كشور درگذشت.

از آثار علمي او :

1 - گفتار در روش راه بردن عقل : رساله بسيار مشهوري است كه درباره روش علمي نوشته است.

2 - رساله ديوپتريك : در اين كتاب اكتشاف خود را درباره انعكاس و انكسار نور توضيح داده و قوانين اين دو پديده را ذكر كرده است.

3 - رساله كائنات جو : در اين كتاب از جو زمين و پديده هاي مربوط به شكست نور از جمله رنگين كمان بحث شده است.

4 - رساله هندسه : اين كتاب نخستين اثر در هندسه تحليلي است.

5 - تفكرات در فلسفه اولي

6 - اصول فلسفه

7 - رساله در انفعالات انساني

8 - رساله در انسان و تشكيل جنين

دكارت آن بخش از آگاهي ها و دانش انسان را علم مي دانست كه مسلم باشد و با استدلال به دست آيد و از اين رو رياضيات را نمونه كامل علوم مي شمرد و مي كوشيد تا روشهاي رياضي را در كليه رشته هاي دانش بشري به كار برد. او روش فيلسوفاني را كه براي اثبات يك موضوع به گفته ها و شنيده هاي اين و آن متوسل مي شوند كنار زد و بنا را بر اين نهاد كه بايد در همه چيز شك كند تا مطمئن شود كه عملش تقليدي نيست.

دكارت مي گويد : ((( يك چيز هست كه در آن شك نتوان كرد و آن اين كه شك مي كنم. چون شك مي كنم فكر دارم و مي انديشم. پس كسي هستم كه مي انديشم))) و يا به عبارت معروف او (( مي انديشم - پس هستم )))

آمپر دانشمند

آندره ماري آمپر فيزيكدان فرانسوي ( 1775 - 1836 ) در كودكي اعدام پدرش را ديد و اين موضوع سخت در روح حساسش اثر بخشيد . از سال 1796 تدريس رياضي ، شيمي و زبان را شروع كرد . به سال 1801 به استادي رياضيات دانشگاه پاريس نائل گرديد . آمپر با يافتن رابطه ميان الكتريسيته و مغناطيس اين علم را پيشرفت فراوان بخشيد و از اين راه شهرتي بسزا يافت . بيشتر دوران زندگي وي در راه بررسي و كاوش درباره الكتريسيته و مغناطيس گذشت و در دوران آخر زندگي گفتارها و كتابهاي زيادي در اين زمينه به رشته تحرير در آورد . آخرين كتاب بزرگ علمي او عبارتست از «تئوري نمودهاي الكتروديناميك ، كه فقط از تجربه نتيجه شده اند »آمپر در پانزدهم ژوئن 1836 طي تفتيش عقايد در مدرسه شبانه روزي مارس زندگي را بدرود گفت . از سال 1881 كه كنگره بين المللي الكتريسين ها واحد جريان را آمپر ناميد نام او همواره ورد تمام زبانها گرديد .

ارشميدس (Archimedes)

212 ق.م - 278 ق.م

ارشميدس يكي از بزرگترين دانشمندان رياضي و مكانيك در عصر خودش بود. پدرش فيدياس كه منجم بود او را براي آموزش از سيراكوز به مدرسه رياضيات اسكندريه فرستاد. شهر اسكندريه را اسكندر مقدوني در سال 323 ق.م در زمان حمله و حركت به سوي شرق بر كرانه مديترانه در خاك مصرساخت. اين شهر پس از ركود آتن - پايتخت يونان - مركز علم و تجارت شد و بزرگاني چوت اقليدس و بطلميوس و ارشميدس را تربيت كرد. اين شهر حتي موقعي كه به دست مسلمانان فتح شد از مراكز مهم علوم يوناني بود و در انتقال علم و انديشه يوناني به فرهنگ و تمدن اسلامي نقش مهمي داشت. درباره خصوصيات زندگي ارشميدس اطلاعات زيادي در دست نيست. اما علاقه اش به رياضيات و مسائل علمي مكانيك سبب شده است كه كارهاي با ارزشي از او باقي بماند. گفته مي شود كه وقتي به مساله اي علاقمند مي شد از خوردن و خفتن غافل مي شد و چنان خود را سرگرم كار و حل مشكل مي كرد كه هر مساله ديگري او را از كار باز نمي داشت. وقتي كه ارشميدس روي شن هاي ساحل دريا اشكال هندسي خود را رسم كرده بود سربازي بدون توجه با راه رفتن روي شن ها اشكال او را لگد كرد و ارشميدس چنان اعتراض كرد كه موجب خشم سرباز شد و سرباز با شمشيرش به ارشميدس حمله كرد و او را كشت. از آثار علمي او مي توان كشف قانون مايع ها و گازها ( معروف به قانون ارشميدس در شاره ها). تعيين جرم حجمي طلا و تقره و بعضي فلزات ديگر و اختراع پيچ مخصوص حلزوني شكل به نام پيچ ارشميدس براي بالا بردن آب اشاره كرد.

همچنين تاليف كتابهايي از جمله اصول مكانيك - درباره اجسام شناور - درباره كره و استوانه - اندازه گيري دايره و پيچ ها از ديگر كارهاي برجسته اين دانشمند دوران باستان است.

زندگينامه دانشمندان - دانشمند : استيون هوكينگ

استيون هاوكينگ هشتم ژانويه سال 1942 در آكسفورد چشم به جهان گشود.

1962

در رشته فيزيك از دانشگاه آكسفورد فارغ التحصيل مي شود. براي گذراندن تحصيلات تكميلي به دانشگاه كمبريج مي رود. در آنجا فرد هويل، (ـ1915)، ستاره شناس، كه يكي از قهرمانهاي دوران كودكي هوكينگ بوده، استاد ستاره شناسي است. پزشكان تشخيص مي دهند كه «هوكينگ» از بيماري رواني ـ حركتي رنج مي برد.

1965

مدرك دكترا را اخذ مي كند. بررسي هوكينگ ثابت مي كند كه معادله هاي رياضي او در تشريح سقوط و نابودي حفره سياه، مي توانند براي توصيف بسط و گسترش عالم از يك نقطه واحد هم بكار روند.

1970

اكنون هوكينگ در مورد خصوصيات حفره هاي سياه به تحقيق مي پردازد. او تابش تشعشعاتي از حفره هاي سياه كوچك (كه امروزه تشعشع هوكينگ نامگذاري شده) را پيش بيني مي كند. او همچنين پيش بيني كرد كه مساحت حفره سياه هرگز كم نمي شود.

1974

به عضويت انجمن سلطنتي انتخاب مي شود. او به فعاليتش ادامه داده و نشان مي دهد كه حفره هاي سياه دما دارند و حفره هاي سياه كوچك از خود تشعشع گرمايي صادر مي كنند و ممكن است بر اثر تبخير وزن كم كنند.

1980

به عنوان استاد رياضيات در دانشگاه كمبريج منصوب مي شود. (اين پستي است كه روزي در اختيار اسحاق نيوتن بود).

1988

پر فروشترين كتاب او در مورد فيزيك كوانتومي و نسبيت تحت عنوان «تاريخ مختصري از زمان» به زير چاپ رفت.

1996

به كار در دانشگاه كمبريج ادامه مي دهد.

زندگينامه دانشمندان - دانشمند : فرد هويل

در 24 ژوئن سال 1915در شهر «گيلستد» واقع در «يوركشاير» متولد مي شود و پس از تحصيل در دانشگاه بينگلي، از دانشكده امانوئل دانشگاه كمبريج بورس تحصيلي مي گيرد.

1938

بخاطر نتايج قابل توجه در آزمايشاتش، جايزه «اسميت» را مي گيرد.

1939

به عضويت دانشكده «سنت جان» در دانشگاه كمبريج در مي آيد.

45 ـ 1939

در نيروي دريايي انگلستان براي طراحي سيستم هاي رادار كار مي كند.

در طول اين مدت به كارش در دانشگاه كمبريج بر مي گردد و توجه خود را از رياضيات به ستاره شناسي معطوف مي كند و شروع به آزمايش و بررسي تشكيل ستاره ها از توده هاي گاز و غبار مي كند. او همچنين فرايند هسته اي دروني ستاره ها و طرقي را كه منجر به تشكيل توده ها عظيم و عظيم تر مي شود مطالعه مي كند و بر اساس اين آزمايشات اعلام مي كند كه ماده دائما در حال ايجاد است و جهاندرحالتي پايدار به سر مي برد.

1950

هويل در آخرين سخنراني راديويي خود، اصطلاح انفجار بزرگ رامعرفي مي كند. به گمان بعضي دانشمندان انفجار بزرگ سبب تشكيل جهان شده است.

1952

كتاب «طبيعت جهان» را منتشر مي كند.

1955

كتاب «مرزهاي ستاره شناسي» را منتشر مي سازد كه امروزه اكثر ستاره شناسان از آن الهام مي گيرند.

1956

به مركز رصدخانه هيل در كاليفرنيا، آمريكا، ملحق مي شود.

1957

به عضويت انجمن سلطنتي انگلستان در مي آيد.

1958

به عنوان استاد ستاره شناسي و فلسفه تجربي در دانشگاه كمبريج انتخاب مي شود.

1962

كتاب «علم نجوم» را منتشر مي كند.

1966

بنيانگذار و اولين مدير موسسه ستاره شناسي نظري در دانشگاه كمبريج مي شود. همچنين كتاب «انسان و كهكشانها» را منتشر مي كند.

1971

به مدت 2 سال رئيس انجمن سلطنتي ستاره شناسي مي شود.

1972

موفق به دريافت نشان شواليه مي شود.

1973

رئيس هيئت تحقيقات آنگلو ـ استراليت مي شود.

1996

همچنان به كارش ادامه مي دهد و ساير ستاره شناسان را ترغيب مي كند. آخرين كار «هويل» در زمينه طيف مادون قرمز ستاره هاي دنباله دار است. او معتقد است كه اين ستاره ها حاوي ذرات آلي هستند. او مي گويد حيات در روي زمين از عوامل ماوراء زمين نشات گرفته است. هويل ستاره شناسي را بزرگترين علم قرن بيستم توصيف مي كند ولي احساس مي كند كه بزرگترين موفقيتش صعود به تمام 280 قله اسكاتلند با ارتفاع بيش از 900 متر بوده است.

زندگينامه دانشمندان - دانشمند : آرتور چارلز كلارك

 
در 16 سپتامبر سال 1917 در ماين هه، از نواحي سامرست متولد مي شود.

1935

اولين اثري كه از وي منشر مي شود، نامه اي در مورد سرعت نور است، كه براي مجله داستانهاي شگفت انگيز مي فرستد.

1936

در 19 سالگي به لندن مي رود. در آنجا به عنوان كارمند دولت مشغول كار مي شود و همزمان در فعاليتهاي انجمن تازه تاسيس اجسام بين سياره اي شركت مي كند.

1941

به نيروي هوايي سلطنتي ملحق مي شود. در آنجا، قبل از كار با دستگاههاي هشدار دهنده، ابتدا به عنوان كار آموز و سپس استاد و تعليم دهنده رادار مشغول فعاليت مي شود.

1945

از كلارك مقاله اي تحت عنوان تقويت كننده هاي فرا زميني در شمار اكتبر مجله جهان بي سيم منتشر مي شود. در اين مقاله، كلارك، نظريه ارتباط جهاني با استفاده از ماهواره در مدار زمين را مطرح مي كند. با پرتاب ماهواره ارلي برد اينتل ست در آوريل 1965، اين نظريه به حقيقت مي پيوندند.

1948

از طرف دانشكده كينگ در دانشگاه لندن، به وي رتبه اول در فيزيك و رياضيات اهداء مي شود. پس از آن به مدت 3 سال در موسسه مهندسان الكترونيك در لندن كار مي كند.

1951

اولين كتابش تحت عنوان پيش درآمدي برفضا منتشر مي شود.

دهه 1960

براي هميشه در سريلانكا، كه در آن زمان به سيلان مشهور بود سكني مي گزيند. در آنجا شيفته غواصي مي شود.

1964

مشهورترين اثر كلارك به نام ديده بان (كه بعدها با نام 2001: اوديسه فضا، ساخته مي شود. از طرف آكادمي آمريكايي علوم وهنر تصاوير متحرك، براي كارش در اين فيلم نامزد جايزه اسكار مي شود.

1979

به رياست دانشگاه موراتوا در سريلانكا، منصوب مي شود.

1980

در اين سال اثر غير تخيلي كلارك به نام جهان مرموز آرتور چارلز كلارك، منتشر شده، از آن يك سريال تلويزيوني در بريتانيا ساخته مي شود.

1982

از كلارك كتاب 2010: اوديسه 2 دنباله كتاب 2001: اوديسه فضا منتشر مي شود. دو سال بعد، از اين كتاب يك فيلم ساخته مي شود. و براي همكاري و كمك هايش در پيشرفت فن آوري علوم ارتباطي، از طرف انجمن اعضاء ماركني، به وي جايزه ماركني اعطاء مي شود. مركز آرتور چارلز كلارك با رشته هاي علوم ارتباطات، رايانه، انرژي، فن آوري فضا، و ساخت رباط، در دانشگاه موراتو تاسيس مي شود.

1988

از كلارك، كتاب 2061: اوديسه 3 منتشر مي شود.

1996

كلارك به زندگي و كار خود در سريلانكا ادامه مي دهد.

زندگينامه دانشمندان - دانشمند : كنستانتين تسيولكوفسكي

17 سپتامبر سال 1857 در ايژوسكوي روسيه به دنيا مي آيد. به مدرسه نمي رود و تحصيل را در خانه دنبال مي كند.

1871

روي رياضي و فيزيك تمركز مي كند. مجذوب بالونهايي كه با هواي گرم به حركت در مي آيند مي شود و فكرش مشغول ساختن بالوني فلزي كه با هواي گرم حركت كند مي گردد.

1873

مي خواهد در دانشكده فني مسكو به تحصيل ادامه دهد ولي در امتحان ورودي مردود مي شود. همچنان به مطالعه شخصي ادامه مي دهد.

1876

به ويانكا ي روسيه مي رود و از راه تدريس خصوصي امرار معاش مي كند.

1879

در "بروسك" نزديك "كالوگا" معلم مي شود و مطالعه و آزمايشات علمي را دنبال مي كند.

1881

نظريه جنبشي گازها را ارايه مي دهد (يعني گازها در حال حركت يكنواخت هستند). او اين نظريه را مستقل از «جيمز

ماكسول» (79 ـ 1831)كه يك دهه قبل به اين نتيجه رسيده بود انجام مي دهد.

1883

كتاب «فضاي خالي» را منتشر مي كند در اين كتاب وي رانش با عكس العمل را براي سفرهاي فضايي مورد بررسي قرار مي دهد.

1885

بر روي يك سفينه هوايي فلزي شروع به كار مي كند. در طول چندين سال بعد چند سال آزمايشي مي سازد.

1898

مي گويد: براي پرواز فضايي، موتورهاي موشكي با سوخت مايع لازم است.

1903

در كتاب «جستجو در فضاي كيهاني با ابزارهاي واكنشي» نظريه موشكها و موتورهاي سوخت مايع را ارايه مي دهد. اين كتاب در سالهاي بعد چندين باز تجديد چاپ مي شود.

1918

با انتشار كتابهاي علمي ـ تخيلي مثل «ماوراي زمين» كه در آن به توصيف شهرهاي فضايي مي پردازد، پرواز قضايي را در بين مردم عادي نيز مطرح مي سازد.

1929

نظريه موشكهاي چند مرحله اي را ارايه مي نمايد.

1935

19 سپتامبر در شهر «كالوگا» روسيه، از دنيا مي رود. آكادمي علوم مسكو به افتخار وي مدالي را در نظر مي گيرد تا به بهترين كتاب نوشته شده درباره سفرهاي بين سياره اي تعلق گيرد.

زندگينامه دانشمندان - دانشمند : كوپرنيك

نيكولاس كوپرنيك در 19 سال 1473 در شهر تورن واقع در لهستان متولد شد و چون پدرش را از دست داده بود تربيت و پرورش او به دست عمويش انجام گرفت، عمويش كه يكي از كشيشان بزرگ بود او را براي تحصيل به دانشگاه كراكووي فرستاد كوپرنيك در 23 سالگي براي تحصيل در رشته طب به دانشگاه پادو وارد شد و ضمناٌ در دانشگاه بولوني تحصيل نجوم مي كرد طولي نكشيد كه در اثر بروز استعداد خويش يك كرسي تدريس رياضيات را به دست آورد.

كوپرنيك در سن 25 سالگي به شهر رم آمد او در دانشگاه رم استاد اخترشناسي شد و به شاگرادنش علوم آسمان شناسي نقل شده از دورانهاي پيشين را كه اختر شناس يوناني بطلميوس حدود 1370 سال قبل از زمان او بنيان نهاده بود تدريس مي كرد در تصوير يطلميوس از نظام عالم زمين مركز عالم است و سيارات هر يك در دايره اي كه شعاع آن فاصله سياره تا زمين است به گرد زمين مي چرخند. اين نظريه پاكيزه و مرتب بود و مي شد از آن براي محاسبات مداري سياره ها نيز استفاده كرد اما هر چه كه بود نظريه اي غلط بود و بايد 1700 سال مي گذشت و مشاهدات نجومي با دقت كافي امكان پذير و انجام مي شد تا زمينه به زير سؤال رفتن آن فراهم مي گرديد آغازگر انقلاب علمي كه سرانجام علم يونان را از تخت به زير كشيد نيكولاس كوپرنيك بود كه با كار خود انسان انديشگر را در مسير خلاقيت بهتري قرار داد. بر اساس نظريه بطلميوس عالم از شرق به غرب به دور زمين مي گردد ولي كوپرنيك خود از آنچه كه درس مي داد ناراضي بود بسياري از چيزهايي كه او مشاهده كرده بود با اين فرضيه قابل توجيه و بيان نبود و خود فرضيه نيز داراي تضادها و تناقضهايي بود مثلاٌ چرا ستارگاه در مقايسه با ماه سريعتر حركت مي كردند تا در مقايسه با خورشيد؟ به همين جهت تصميم گرفت كرسي استادي خود در دانشگاه را ترك كند تا بتواند عميق تر و اصولي تر به پژوهش در دانش اختر شناسي بپردازد.
ادامه نوشته

شيميدان هاي نامي اسلام

آغاز كيمياگري اسلامي با اسامي مرداني همراه است كه احتمالا خود كيمياگر نبوده‌اند، اما با گذشت زمان و فرارسيدن قرن دهم ميلادي ، كيمياگران شهيري از ميان آنان برخاستند كه علاوه بر تفكراتشان ، نوشتارهاي كاملا جديد و نويني خلق كردند.

امام جعفر صادق عليه السلام (148 ـ 82 هـ . ق. / 770 ـ 705 م.)

محضر پر فيض حضرت امام صادق (ع) ، مجمع جويندگان علوم بود. با دانش پژوهي كه به محفل آن حضرت راه مييافت از خرمن لايزال دانش او بهره مند ميشد. در علم كيميا ايشان نخستين كسي بودند كه عقيده به عناصر چهارگانه (عناصر اربعه) آب ، آتش ، خاك و باد را متزلزل كردند. از فرموده‌هاي ايشان است كه : «من تعجب ميكنم مردي چون ارسطو چگونه متوجه نشده بود كه خاك يك عنصر نيست. بلكه عنصرهاي متعددي در آن وجود دارد.» ايشان هزار سال پيش از پرسينلي ، لاووازيه و ... دريافته بود كه در آب چيزي هست كه ميسوزد (كه امروزه آن را هيدروژن مينامند).
ادامه نوشته

زندگی‌نامه جواجه نصیر الدین طوسی

تولد: توس، ایران، 598ه.ق. 580 ه.خ. درگذشت: کاظمین نزدیک بغداد، اکنون در عراق، 673 ه.ق./653 ه.خ. نجوم، ریاضیات، کانی‌شناس، منطق، فلسفه، اخلاق، الهیات او یکی از سرشناس‌ترین و متنفدترین شخصیت‌های تاریخ جریان‌های فکری اسلامی است. علوم دینی و عقلی را زیر نظر پدرش، و منطق و حکمت طبیعی را نزد برادر مادرش آموخت. تحصیلاتش را در نیشابور به اتمام رساند و در آنجا به عنوان دانشمندی برجسته شهرت یافت.                          

ادامه نوشته

ابو علی سینا

ابو علی سینا

 

ابوعلی سینا یکی از معرفترین دانشمندان ایرانی است که سالهای قبل کتابهایش در دانشگاههای اروپایی تدریس می شدند .او فیلسوف .پزشک .ریاضی دان و منجم بود .ابوعلی سینا در سال 370 ه.ق در یکی از توابع بخارا به دنیا آمد.

ادامه نوشته