پیشینه زبان فارسی باستان
هرودت از خط ميخي با عنوان
« حرف هاي آشوري » ياد كرده است . نخستين آگاهي هاي مربوط به خط ميخي از راه جهانگرداني چون « پاره فون » در حدود 720 هجري و يكصد وپنجاه سال بعد توسط « ژوزفات باربارو » نماينده ي دربار « ونيز » در زمان « اوزن حسن » و سپس « جِفري كنت » نماينده ي شركت هند شرقي و « زالمان كمني » نماينده ي قيصر آلمان در دربار شاه عباس و دبير مخصوص او « تكساندر » ... به گوش اروپائيان رسيد .نخستين گزارش از نبشته هاي تخت جمشيد از آن ِ « گارسيا دو سيلوا فيگوروآ » است كه درسال 1618 ميلادي به ايران آمد . هم چنين نخستين بار نمونه ي كوتاهي از يك نبشته ي جديد بدست آمده از تخت جمشيد توسط « پيترو دلاواله » جهانگرد ايتاليايي از شهر شيراز به ناپل ايتاليا فرستاده شد . نمونه اي از آن در سفر نامه ي آن جهانگرد به چاپ رسيد . به اين نمونه ي خط ميخي تا سال 1674م. يعني هنگامي كه « ژان شاردُن » فرانسوي نخستين نسخه برداري از يك سنگ نبشته ي خط ميخي پارسي باستان را به چاپ رسانيد ،هيچ توجه عالمانه اي نشد. به گماني « انگلبرت كمپر » آلماني در پايان سده ي هفدهم اصطلاح «خط ميخي»را بكار برده است . اين نام گذاري به « شاردُن » نيز نسبت داده اند . در سال 1762 م. « كنت كايلوس » گزارشي درباره ي گلدان مرمرين خشايارشا (به چهار زبان ايلامي ،فارسي باستان،بابلي و مصري ) منتشر كرد. بهترين نسخه برداري از سنگ نبشته هاي تخت جمشيد بوسيله ي « كارستن نيبور » جهانگرد دانماركي به سال 1788م. منتشر شد . در سال 1798م. « اولاف گرهارد تيخسن » آلماني به كشفي بسيار مهم نائل آمدو نشانه ي « واژه جدا كن » را در خط ميخي نشان داد . او هم چنين نشان داد كه تفاوت هاي خطي نشانگر تفاوت هاي زباني است . افتخار رمز گشايي خط ميخي پارسي باستان از آن بزرگ مردي به نام « گئورگ فريدريش گروتفند » (1775-1853 م. ) آلماني است . گروتفند در آن زمان دبيري جوان در شهر « گوتينگن »بود . او آگاهي هاي پراكنده اي درباره ي زبان ها و خط هاي شرقي داشت. گروتفند باسنجش ميان دو سنگ نبشته ،متوجه تكرار واژه ي « شاه » گرديد . او دريافت نامي كه در آغاز يك سنگ نبشته آمده است ،در سنگ نبشته ي دوم پس از عنوان « شاه شاهان » آمده است . گروتفند گمان برد كه اين واژه و واژه ي آغازين ديگر سنگ نبشته بايد نام خاص باشد . او با بهره گيري از منابع يوناني به بررسي نام هاي پادشاهان هخامنشي پرداخت . هر دو نام خاص از نظر طول و تعداد حروف يكسان نبودند . گروتفند پي برد كه پدر نويسنده ي سنگ نبشته ي نخست داراي عنوان « شاه » نبوده است،اما پدر نويسنده ي سنگ نبشته ي دوم « شاه » بوده است . گروتفند بر پايه ي اين گمان و ديگر گمان ها دانست كه نويسنده ي سنگ نبشته ي نخست بايد « داريوش بزرگ » باشد كه پدرش « ويشتاسپ » شاه نبوده است و نويسنده ي سنگ نبشته  دوم بايد « خشايارشا » باشد كه پدرش « داريوش شاه شاهان » بوده است بدين گونه گروتفند به ارزش آوايي حدود پانزده حرف پي برد . ارزش كار گروتفند هنگامي بيشتر روشن مي شود كه بدانيم او متخصص « زبان شناسي يا زبان شناس تاريخي » نبود و اين دسته از دانشمندان بسي براي او دشواري آفريدند . گزار ش علمي گروتفند ساليان درازي چاپ نشد . تنها در گزارشي كوتاه در سال 1802 م. به رمز گشايي او اشاره شد .

گزارش كامل رمز گشايي او در سال 1815 م. به چاپ رسيد ! « راسك » دانماركي در سال 1826 م. موفق به كشف نشانه ي اضافي جمع در عبارت « شاهِ شاهان » شد . در سال 1836م. « بورنوف » فرانسوي ارزش آوايي بسياري از حرف هاي ناشناخته را در يك سنگ نبشته روشن نمود . پس از آن دومين رمز گشايي بسيار مهم در پژوهش هاي « خط ميخي » توسط يك افسر انگليسي به نام « هنري راولينسن » ( 1810-1895م. ) صورت گرفت . راولينسن در سال 1835م. مشاور نظامي دولت ايران بود . او به عنوان نخستين اروپايي به معرفي سنگ نبشته  ي داريوش بزرگ در «بيستون »پرداخت . به گماني او بدون آگاهي از رمز گشايي گروتفند ،به رمز گشايي اين سنگ نبشته پرداخته است . به همين بهانه گاه او را نخستين رمز گشاي خط ميخي پارسي باستان نيز مي دانند . راولينسن پي برد كه نوعي خويشاوندي تنگا تنگ ميان زبان هاي اوستايي ،پارسي باستان و هند ي كهن ( سنسكريت ) وجود دارد . او نخستين بار ابزار بهره گيري از روش ريشه شناسي و واژه هاي بسيط هم آوا را فراهم ساخت .

انتشار سنگ نبشته ي بزرگ بيستون به سال 1846م. توسط آن دانشمند و ترجمه ي آن را بايد يكي از ستون هاي ستبرين پژوهش هاي ايران شناسي به شمار آورد . آخرين دشوارهاي خط ميخي پارسي باستان بدست دانشمنداني چون « هينكس »ايرلندي و « ژول اُپرت » فرانسوي و... برداشته شد . در ايران از پيشينه ي آشنايي دقيق ايرانيان با اين خط آگاهي درستي در دست نيست !به گماني « نصر الدين ميرزا آقاي فرصت حسيني شيرازي »در شمار پيشگامان آشنايي باخط و زبان پارسي باستان است . نبشته هاي فرصت شيرازي در زمينه ي ترجمه ي سنگ نبشته ها ،ريشه شناسي و دگرگوني آوايي پارسي باستان دانشمندانه است . او از دكتر « من » آلماني و « اشپيگل » به عنوان استادان خود نام برده است . با وجود اين روشن است كه آموزش زبان هاي باستاني در دانشگاه هاي كشور توسط روان شاد استاد ابراهيم پور داود صورت گرفته است.

 خب چطور بود ؟ امیدوارم خوتون اومده باشه ، خب دیگه باید برم راستی اینم بگم هنوز معلوم نیست مطلب بعدی رو کی میزارم تو بلاگ چون 20 - 30 تیر امتحانات دانشگاه واسه همین باید درسارو جمع و جور کنم بهرحال سعی می کنم حداکثر تا چهارم مرداد یه مطلب بزارم پاینده ، آزاد و یربلند باشید .